بنیاد ایمان مسیحی - قسمت اول - دیدگاه کتابمقدس در مورد گناه چیست؟

درس‌ اول

دیدگاه کتابمقدس درمورد گناه چیست؟


    


          مسلماً سؤالي‌ كه‌ براي‌ هر كس‌ مطرح‌ مي‌شود اينست‌ كه‌ آيا مي‌شود من‌ با خالق‌ خود ارتباط‌ نزديكي‌ داشته‌ باشم‌؟ 

و در پي‌ آن‌ سؤالات‌ ديگري‌ پيش‌ مي‌آيد: «چرا من‌ نمي‌توانم‌ با خالق‌ خود ارتباط‌ نزديكي‌ داشته‌ باشم‌؟» «و من‌ چطور مي‌توانم‌ با خداي‌ خود ارتباط‌ نزديكي‌ برقرار كنم‌؟» 


به لطف خدا، ما مي‌خواهيم‌ به‌ اين‌ سؤالات‌ پاسخ‌ بدهيم‌. 


در اشعيا 59 : 1 و 2 ما مي‌خوانيم‌: «هان‌ دست‌ خداوند كوتاه‌ نيست‌ تا نرهاند و گوش‌ او سنگين‌ ني‌ تا نشنود! ليكن‌ خطاياي‌ شما در ميان‌ شما و خداي‌ شما حائل‌ شده‌ است‌ و گناهان‌ شما روي‌ او را از شما پوشانيده‌ است‌ تا نشنود!»


همانطور كه‌ در اشعيا خوانديم‌ آنچه‌ كه‌ باعث‌ قطع‌ رابطه‌ ما با خدا شده‌ و روي‌ او را از ما برگردانيده‌، گناه‌ است‌. بزرگترین مشکل بشر و زندگی وی، گناه است.

بنابراين‌ براي‌ برقراري‌ اين‌ ارتباط‌ اولين‌ مسئله‌اي‌ كه‌ بايد براي‌ ما روشن‌ شود، گناه‌ است‌.


 

 ابتدا ببینیم که گناه‌ چيست‌؟

     براي‌ شناخت‌ گناه‌ بهتر است‌ به‌ منشاء آن‌ برگرديم‌ و ببينيم‌ گناه‌ چگونه‌ وارد جهان‌ شد و انسان‌ چطور به‌ آن‌ آلوده‌ شد و معني‌ گناه‌ از ديدگاه‌ خدا چه‌ مي‌باشد! 


تعريفي‌ كه‌ ما براي‌ گناه‌ قائل‌ هستيم‌ با تعريفي‌ كه‌ خدا از گناه‌ مي‌كند بسيار متفاوت‌ است‌. براي‌ ما گناه‌ عبارت‌ از قتل‌، دزدي‌، زنا، بت‌ پرستي‌، كلاهبرداري‌ است‌.

 ولي‌ ديدگاه‌ خدا نسبت‌ به‌ گناه‌ چيز ديگري‌ است‌.


         پيدايش‌ 1 : 26 الی 28

...خدا گفت: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم، و او بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر چارپایان و بر همۀ زمین و همۀ خزندگانی که بر زمین می‌خزند، فرمان براند.» پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید؛ ایشان را مرد و زن آفرید. خدا ایشان را برکت داد، و خدا بدیشان فرمود: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و بر آن تسلط یابید. بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر هر جانداری که بر زمین حرکت می‌کند، فرمان برانید.»



در این آیات مي‌بينيم‌ كه‌ خدا انسان‌ را شبيه‌ خود آفريد، البته‌ نه‌ از نظر ظاهري‌ بلكه‌ طبيعت‌ خدا در انسان‌ قرار داده‌ شده‌ است‌.

يعني‌ انسان‌ مثل‌ خدا داراي‌ درك‌ و شعور و فهم‌ و تشخيص‌ و احساس‌ و اراده‌ و قوه‌ تصميم‌گيري‌ است‌. انسان‌ مي‌تواند فكر كند، زيباييها را تشخيص‌ دهد و تصميم‌ بگيرد. او از اين‌ نظر به‌ خدا شباهت‌ دارد.


         انسان‌ خوب‌ و پاك‌ آفريده‌ شد و با خدا رابطه‌ مستقيم‌، عالي‌ و صميمانه‌اي‌ داشت‌. خدا انسان‌ را شبيه‌ خود آفريد تا با او مشاركت‌ و دوستي‌ داشته‌ باشد. پس‌ ما مي‌توانيم‌ با خدا مشاركت‌ داشته‌ باشيم‌ چون‌ همديگر را درك‌ مي‌كنيم‌ و احساس‌ يكديگر را مي‌فهميم‌. 


خدا انسان‌ را براي‌ هدف‌ عالي‌اي‌ آفريد، تا انسان‌ بر زمين‌ حكومت‌ كند يعني‌ در واقع‌ با خدا همكاري‌ نمايد. و هر آنچه‌ انسان‌ به‌ آن‌ نياز داشت‌ خدا به‌ او بخشيد. خدا بهترين‌ها را به‌ آدم‌ و حوا داد و هيچ‌ چيز نيكو را از آنها دريغ‌ نكرد.

         

چون انسان‌ داراي‌ اراده‌ آزاد بود مي‌توانست‌ از اين‌ اراده‌ استفاده‌ كند. خدا مي‌خواست‌ انسان‌ با اراده‌ خود، پيروي‌ از او را انتخاب‌ كند. 


  خدا نمي‌خواست‌ انسان‌ به‌ صورت‌ عروسك‌ كوكي‌ به‌ دنبال‌ او بيايد بلكه‌ مي‌خواست‌ با ميل‌ و رغبت‌ شخصي‌ او را پيروي‌ كند. در نتيجه‌ حكم‌ و دستوري‌ به‌ انسان‌ مي‌دهد تا اراده‌ آزاد او را بيازمايد.


پيدايش‌ 2 : 16 و 17؛ یهوه خدا آدم را امر کرده، گفت: «تو می‌توانی از هر یک از درختان باغ آزادانه بخوری؛ اما از درخت شناخت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن بخوری به‌یقین خواهی مرد.»


 خواست‌ خدا چيز مشكلي‌ نبود، آدم‌ و حوا به‌ راحتي‌ مي‌توانستند آن‌را انجام‌ دهند. آنها نيازي‌ به‌ خوردن‌ ميوه‌ درخت‌ معرفت‌ نيك‌ و بد نداشتند. مسئله‌اي‌ كه‌ در اينجا مطرح‌ بود گرفتن‌ تصميم‌ جدي‌ براي‌ پيروي‌ از خدا و اطاعت‌ از او بود.


 اما متأسفانه‌ آدم‌ و حوا تصميم‌ گرفتند كه‌ از خدا پيروي‌ نكنند و زير سلطة‌ او نباشند بنابراين‌ آنها تسليم‌ وسوسه‌ شيطان‌ شدند و از حكم‌ خدا سرپيچي‌ كردند.



تكليف‌ براي‌ شاگرد 

 ***********

 1) از نظر شما گناه چیست؟


بحث

0 نظرات